اول از همه سال نو همگی مبارک.. 

دوم اینکه من کلا از دکتر بریدم یعنی همون یه ذره حسم هم تموم شد و رفت، اشتباه میکردم که همه جا خوب وبد داره، مثل اینکه مردم اون شهر از دم بیشعورن!!! بماند سرچی ولی آدم به بیشعوری این آدم تو زندگیم ندیدم، از این به بعد امیدوارم اصلا کشیکام بهش نخوره که حتی مجبور باشم تو محیط اورژانس ببینمش، ولی اگر خدایی نکرده این اتفاق افتاد حتی بهش سلام نمیکنم دقیقا زل میزنم تو چشاش و بی تفاوت از کنارش رد میشم، اصلا برام مهم نیست چی فکر میکنه... 

سوم اینکه یه خواستگار جدید داشتم،که علیرغم اصرار بابام اجازه ندادم بیان، با اینکه خانواده متشخص وتایید شده ای بودن، ولی من همچنان دربرابر ازدواج گارد دارم، اصلا نمیتونم تصور کنم که تن به ازدواج بدم!!! با اینکه احساس تنهایی  میکنم ولی اصلا تمایل ندارم که ازدواج کنم وزیر بار مسئولیت برم... در نتیجه فعلا تنهایی و زندگی بی دغدغه خودمو ترجیح میدم... 

چهارم اینکه برای 5ام بلیط دارم، از 7تا13ام کلا بیمارستانم، یک هفته کشیک پشت سر هم... 

خب فعلا همین. 

منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک دانشجوی پزشکی |از هر دری سخنی منبع : |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک پزشک طرحی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک پزشک طرحی |از هر دری سخنی منبع : روزنوشت های یک پزشک طرحی |از هر دری سخنی منبع : |از هر دری سخنی
برچسب ها : اینکه ,اصلا ,ازدواج